حکایت
سلام
یک روزی مردی از خانه بیرون آمد در نزدیکی خانه سه تا پیرمرد را دید که هر سه یک جوری هستند
آن مرد تعارف خانه کرد آنها گفتند شرط دارد گفت یکی از ما را انتخاب کن من ثروتم آن یکی موفقیت آن
یکی عشق مرد رفت با عیال مشورت کرد عیال گفت چرا معطلی ثروت را بگو بیاید مرد گفت موفقیت
بهتراست فرزند گفت عشق عشق انتخاب شد با خود ثروت وموفقیت آورد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 13:54 توسط محمد مهدی
|