شعر   دهم حافظ

به نام ایزد

دوش از مسجد سوی میخانه امدپیر ما               چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

در خرابات مغان ما نیز هم منزل شویم                 کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما

ما مریدان روی سوی کعبه چون آریم چون               روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

این سه بیت اشاره به ما جرای شیخ صنعان است که به نقل عطار یگانه عهد خویش بود وبه مقام کشف

وشهود رسیده وبا چهار صد مرید صاحب کمال پنجاه سال معتکف کعبه بود وی در راه عاشق دختری

مسیحی شد وبه عشق او به خرابات مغان رفت شراب نوشید قران یسوخت پیش بت سجده کرد دست

از اسلام شست وخوکبانی پیشه کرد همه اینها به خاطر آن بود که کدورتی میان او وحق تعالی هنوز

باقی مانده و در ازل چنین تقدیر رفته بود که این تیرگی وناخالصی بدین وسیله از وجود وی زدود شود

شیخ صنعان سرانجام از این راه باز گشت واز خطر این مر حله از سیر وسلوک به ودعای مریدان وتوبه

رست

شعر نهم حافظ اشاره به

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح

هست خاکی که به ابی نخرد طو فان را

ماه کعنانی من مسند مصر ان تو شد

گاه ان است که بد رود کنی زندان را

اشاره به این که حضرت نوح جسد حضرت ادم را برای تبرک وبرای اینکه طوفان وطغیان اب به کشتی

زیان نرساند واز حد نگذرد در کشتی قرار داد مقصود از خاک جسد حضرت ادم است که از خاک افریده

شده است ماه کنعانی اشاره به حضرت یوسف که اهل کنعان بود ودر رابطه با زیبایی خویش به زندان

افتاد وپس از ان به وزارت وسلطنت مصر رسید

 

 

 

 

 

 

شعر هفتم حافظ در قران

سلام   دوباره شروع  میکنم به یاد ایزد

در عیش نقد کوش  که چون ابخور نماند

ادم بهشت روضه دارالسلام را

روضه  دار السلام معنی  در قران یکی از باغهای بهشت  که محل سلامت وایمنی است کلمه دارالسلام

دوبار در قران مجید امده است معنی بیت بکوش تا از زندگی دنیا وعیش و  عشرت نقد بهره بری وبه ان

قانع  باشی وان را به خیال امکانات وفرصتهای موهوم از دست ندهی زیرا اگر روزی تو از این جهان به پایا

ن برسد وعلاوه بر این انچه تصور کرده ای روزی تو نباشد همچون ادم خواهی شد که چون طمع به

جاودانگی کرد که نصیبش نبود بهشت را نیز از دست داد

                                                                                                                پ