غربت
دیر گاهیست که تنها شده ام .قصد غربت صحرا شده ام
وسعت دردفقط سهم من است .باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آیینه زمن با خبر است .که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم .همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنند.تا نبینم که چه تنها شده ام
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 19:8 توسط محمد مهدی
|